مهديقلى هدايت ( مخبر السلطنه )
18
خاطرات و خطرات ( فارسى )
هردو خدمتكار را استنطاق كرد ماركها را گرفت داد و خدمتكارها را برد . روز ديگر آمد زن قاپوچى را هم جلب كرد در نتيجه آنكه ماركها را برداشته بود به دو ماه ، آشپز به شش ماه و زن قاپوچى به نه ماه حبس محكوم شدند گفتند اطاقدار كليد يدكى را كه ديتريثى گم كرده بود جسته بوده است و اغوا شده است سابقهء دزدى نداشته آشپز كارش مدتى دله دزدى بوده است زن قاپوچى او را اغوا كرده بوده است كه هرچه دست و پا كنى من آب مىكنم كميت مهم نيست كيفيت مهم است و در موقع ، عمليات تأمينات خودمان را هم خواهم نوشت . ورزش مختصر اسباب ورزش در هر خانه فراهم است بخصوص منازلى كه وسعتى داشته باشد طبع انسان به اسپرت مايل . منزل مادر شارلتن بورك كنار شهر واقع و پشت آن صحرا است گاهى جوانهائى كه پنج شش نفر بوديم در آن صحرا در محلى كه علفى ميروئيد كه سه چارك قد داشت و ساقى مستقيم و از براى پرتاب كردن مناسب ، آن علفها را ميكنديم تير ميكرديم و دسته ميشديم و به پيكار ميپرداختيم غافل از خطرات آن . يكى از آن تيرها به گوشهء چشم من خورد خوشبختانه متوجه به بينى و زخمى وارد آورد و علت شد بعدها دمعهء چشم راست من گرفت مدتى ميل زدند بهتر نشد و سبب ترشح چشم است . اسپرت ديگر استفاده از برف بود در شبهاى سرد زمستان برلن سورتمه داشتيم تا دور جاى ميبرديم و از خاك زير راهآهن كه تازه ساخته ميشد بالا ميكشيديم و سر ميخورديم و آن پس از شام بود ساعت هشت و نه شب يادش بخير . حال اسپرت ، طپيدن كنار بخارى است و زير كرسى . از همسايگان دست راست ويلهلم پسر چهارم ديتريثى است دست چپ اول نگارنده سرخجه سرخجه از امراضى است كه دست رد بسينهء كسى نميگذارد و من در برلن سرخجه گرفتم من ميدانستم كه در ايران از بوى كباب تا چهاندازه پرهيز ميكنند اطاق من نزديك آشپزخانه بود و بوى كباب را هرروز مىشنيدم از اين گونه پرهيز هيچ در كار نبود صبح شيرقهوهء مرا دختر خانم شارلت ميآورد در صحبت او صرف ميشد ناهار و شام هم ناهار و شام معمولى بود غالبا كباب . از روشنائى فوقالعاده احتياط